ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

عکـس

سلام گل پسرم.بلاخره تنبلی رو گذاشتم کنار و میخوام عکسای سونو  و لباسای شما رو بذارم.انشالله تنت کردی دوباره عکس میگیرم. سلام گل پسرم.بلاخره تنبلی رو گذاشتم کنار و میخوام عکسای سونو  و لباسای شما رو بذارم. این عکس سونوی شما در تاریخ29/11/91   این هم که معلومه ،چهره ی نازته از نزدیکتر،ماشالله  مثل قرص ماهه .18هفته و 1روزه که تو دنیای جنینی هستی!   این ماشین خوشگلو دایی حامد خریده با یه عالم کتاب داستان و پازل   این سه تا رو هم من برای تو گلم خریدم.البته اینجا نمیدونستم شما دخملی یا پسمل.عاشق پاپوش ها هستم.توپات کنی واقعا زیبا میشه   این ...
12 اسفند 1391

بدون عنوان

سلام پسر نازم.اولین جلسه ی ترم دوم دانشگاهو باهم رفتیم.ساعت2/30کلاس داشتم.جالبه که از صبح اصلا تکون نخورده بودی ..ولی همزمان با شروع درس آمار اینقد شیطنت کردی که حد نداشت.منم هیچی از آمار نفهمیدم،فقط تکونای نازتو احساس میکردم و یه حس ناز تو وجودم داشت منو قلقلک میکرد،اونم فوران حس مادری بود جیگر . قند عسلم.سر کلاس باید تموم حواست به درس باشه،میشه بگی چرا اینقد وروجک بازی در میاوردی؟ ولی کلاس بعدی خیلی خیلی اذیت شدم،کمر و باسنم خیلی درد گرفته بود .آخه زیاد نشسته بودم،ودوس داشتم ایستاده به درس گوش بدم...بدتر از همه این بود که وسط درس یهو گرسنم شد...منم که نمیذارم خدایی نکرده شما گرسنه بمونی مجبور شدم از تو کیفم آرومکی چیزی بردا...
11 اسفند 1391

من تو را میخواهمــ ــ

من هیچ نمیخواهم... تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد وجودت را میخواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرهم روزگار نبودنت باشد آری تنها تو را میخواهم... ...
9 اسفند 1391

سر اومدن انتظار

عشق مامان ،عمر مامان،پسر مامان،ســـــــــلامـ. خوبی جوجه کوچولوهه من؟ پسر گلم انتظار تموم شد و دقیقا با ورودت به 5ماهگی تکونای نازت هم شروع شد.انگاری داری اون تو سرسره بازی میکنی شیطون بلا.البته خیلی آروم و لطیف.مثل یه ماهی کوچولو هستی.عزیز دلم با این کارات داری منو عاشقتر از قبل میکنی. راستی تاج سرم مشهد که بودم در تاریخ 3/12/91 برای دومین بار در حاملگیم خوردم زمین البته بابا محمود نذاشت کامل بخورم زمین و منو گرفت .خوب شکمم هم بدجور درد گرفت ولی خدا رو شکر بخیر گذشت. الانم نمیدونم داری اون تو چکار میکنی؟داری خیلی نااز سر میخوری. باباهی هم هر روز و هر شب فیلم سونو رو نگاه میکنه و مشخصه که چقد ذوق داره .شبا هم ...
6 اسفند 1391

مثــــلِ یک رویا...!

  سلام عزیزمامان.خوبی عشقم؟چندروزه نیومدم وبلاگت،آخه هنوز مشهدم و به نت دسترسی ندارم .گلم خیلی دلم برای وبلاگت تنگ شده بود،برا نوشتن خاطراتی در مورد تو.بابایی شنبه حرکت کرد وتهنا رفت خونه و منو تو مشهد موندیم .اولین نبضهات رو تو مشهد حس کردم،نبضهایی که توهم نبود،یه واقعیت دوست داشتنی بود.وقتی احساس کردم انگار کل دنیا رو بهم هدیه دادن.منم برات جایزه خریدم یه شلوار و پاپوش خوکشل.سعی کردم یه جور بردارم که هم دخملونه باشه و هم پسملونه..عزیزکم حالا با حس نبضهات که البته کم و کوتاهه جون دوباره میگیرم. راستی مهربونم چون نت عزیز جون قطعه همه ی خاطراتتو تو این پست جا میدم. سلام عزیزمامان.خوبی عشقم؟چندروزه نیومدم وبلاگت،آخه هنوز مشه...
2 اسفند 1391

نی نی گولو در مشهد

سلامـ عشقـــــمــ.خـــوبی گـــلِ مامان.چند روزی نتونســــتم به بلاگـــت ســـر بزنم آخــــه ما الان پیـــش عزیز جونی و ...هســــتیمـــ و کامپــیوترشـــون مشکل داره.عزیزکـمـ همـــه برا شمـــــــکمــ خعـــلی ذوق کردن.و خیلی خیـلی دوس داشتـــن بفهمــــن تو نی نی دُخمـــلی یا نی نی پســمل!   عزیز جـــونی میگفت نی نی پســـملهـ. خاله صدیــقه و مریم جوون گفتـن تو دخــملی .خاله مینا هم گفت تو پسمـــلی ،دایی حامـــد میگه خوابشو دیدم و پسـمله...............من دیگه نمیـــدونم چی بگم .   راستی این چنـد روز که تعطـیلیـه بعد از تعطیلی ها حتـما میرم دکتر .مشهـــد ،من دکتر ساعـــدی رو انتخاب ک...
21 بهمن 1391

منتـــــظر تکونهاتم جیگـــــملی

سلام نی نیه نازم.خوبی عســلم؟؟؟؟ این چند روزه بدجوری نگــــــــــــــــرونم! آخه شما تکون نمیخوری در حالی که نی نیه دوستم که دو هفته از شما کوچیک تره تکون میخوره...جوجه کوچولوی من تورو خدا تو هم تکون بخور دارم میمیرم،هر چی میخوام به خودم استرس راه ندم نمیشه.خانوم دکتر هم امروز نبود که برم پیش ش،البته دوس جونی هام بهم امیدواری دادن و گفتن نگرون نباش احتمالا نی نیه تو دخمله که تکون نمیخوره،اونا میگن دخمل دیر تر تکون میخوره...نمیدونم.سونو هم ندادم و بازم دوستام میگن باید تو این هفته دکتر برات سونوی سلامت جنین مینوشت........... منم که انشاالله فردا راهیه مشهدم،حتما مشهد یه دکتر خوب میرم عزیزم. خوب دیشب باهات صحبت کردم مثه یه...
16 بهمن 1391

یه روز نه چندان خوب و اولین امتحان

سلام به توت فرنگیه خودم. خوبی عسلی؟؟این روزا خعلی مامانی نگرونته.آخه کلیه هام بدجور اذیتم میکنه و منم خیلی نگرونم تا خدایی نکرده عفونت کلیه نگیرم،چون تو بارداری خطرناکه.فردا هم زنگ میزنم به پزشکم و یه وقت میگیرم تا خیالم راحت بشه....عزیزکم مامانی یه روز حالش خوبه یه روز هم مث امروز خیلی خیلی بده و فقط تموم نگرونیم شمایی توت فرنگی خوشمزه ی من. امروز در بدترین شرایط رفتم دانشگاه و اولین امتحانمو دادم که بدک نبود ولی همه گفتن چرا رنگ و روت اینقد پریده. فردا هم بابا جونت امتحان داره دقیقا یه روز من یه روزم بابا!!! کوچولوی من دعا کن حالم بهتر بشه آخه خوراکم کم شده و من خیلی ناراحتم  ...
14 بهمن 1391

برای تو ...مـــحـــمـودمــ

Y   Y Y هـ ـنــ ـو ز   هـ ــ ـمــ   ا ز  تـ مـ ـــــ ــ ا مـــ   كـ ــ ـا ر هـ ـــ ا ي   د نيـ ــ ــــا Y   Y د ل   بـ سـ ــــ تـ ن  بـ هـ   د لـ ـت   بـ یـــ شتـ ــر بــ هـ   د لـــ مــ   میـ ـ ــچـ ــسـ ــبــ ـد Y Y &...
13 بهمن 1391